فدک باغی میان باغهانیست غمی ساده میان داغها نیست فدک یک هدیه از سوی خدابود به ذی القربی عطای مصطفی بود فدک را حق به دست کوثرش داد عطافرمود تا زهرا علیها السلام شود شاد فدک را بانوئی با نامه ای داشت عدو بگرفت وبه چهره غمی کاشت فدک آئینه ای از رنج ودرداست کبودی پنجه ای بر روی زرد است فدک خون گریه از اندوه یارش جداشد از همه داروندارش فدک افسوس از یاد همه رفت به یک سیلی زدست فاطمه علیها السلام رفت
غمی ساده میان داغها نیست فدک یک هدیه از سوی خدابود به ذی القربی عطای مصطفی بود فدک را حق به دست کوثرش داد عطافرمود تا زهرا علیها السلام شود شاد فدک را بانوئی با نامه ای داشت عدو بگرفت وبه چهره غمی کاشت فدک آئینه ای از رنج ودرداست کبودی پنجه ای بر روی زرد است فدک خون گریه از اندوه یارش جداشد از همه داروندارش فدک افسوس از یاد همه رفت به یک سیلی زدست فاطمه علیها السلام رفت
فدک یک هدیه از سوی خدابود به ذی القربی عطای مصطفی بود فدک را حق به دست کوثرش داد عطافرمود تا زهرا علیها السلام شود شاد فدک را بانوئی با نامه ای داشت عدو بگرفت وبه چهره غمی کاشت فدک آئینه ای از رنج ودرداست کبودی پنجه ای بر روی زرد است فدک خون گریه از اندوه یارش جداشد از همه داروندارش فدک افسوس از یاد همه رفت به یک سیلی زدست فاطمه علیها السلام رفت
به ذی القربی عطای مصطفی بود فدک را حق به دست کوثرش داد عطافرمود تا زهرا علیها السلام شود شاد فدک را بانوئی با نامه ای داشت عدو بگرفت وبه چهره غمی کاشت فدک آئینه ای از رنج ودرداست کبودی پنجه ای بر روی زرد است فدک خون گریه از اندوه یارش جداشد از همه داروندارش فدک افسوس از یاد همه رفت به یک سیلی زدست فاطمه علیها السلام رفت
فدک را حق به دست کوثرش داد عطافرمود تا زهرا علیها السلام شود شاد فدک را بانوئی با نامه ای داشت عدو بگرفت وبه چهره غمی کاشت فدک آئینه ای از رنج ودرداست کبودی پنجه ای بر روی زرد است فدک خون گریه از اندوه یارش جداشد از همه داروندارش فدک افسوس از یاد همه رفت به یک سیلی زدست فاطمه علیها السلام رفت
عطافرمود تا زهرا علیها السلام شود شاد فدک را بانوئی با نامه ای داشت عدو بگرفت وبه چهره غمی کاشت فدک آئینه ای از رنج ودرداست کبودی پنجه ای بر روی زرد است فدک خون گریه از اندوه یارش جداشد از همه داروندارش فدک افسوس از یاد همه رفت به یک سیلی زدست فاطمه علیها السلام رفت
فدک را بانوئی با نامه ای داشت عدو بگرفت وبه چهره غمی کاشت فدک آئینه ای از رنج ودرداست کبودی پنجه ای بر روی زرد است فدک خون گریه از اندوه یارش جداشد از همه داروندارش فدک افسوس از یاد همه رفت به یک سیلی زدست فاطمه علیها السلام رفت
عدو بگرفت وبه چهره غمی کاشت فدک آئینه ای از رنج ودرداست کبودی پنجه ای بر روی زرد است فدک خون گریه از اندوه یارش جداشد از همه داروندارش فدک افسوس از یاد همه رفت به یک سیلی زدست فاطمه علیها السلام رفت
فدک آئینه ای از رنج ودرداست کبودی پنجه ای بر روی زرد است فدک خون گریه از اندوه یارش جداشد از همه داروندارش فدک افسوس از یاد همه رفت به یک سیلی زدست فاطمه علیها السلام رفت
کبودی پنجه ای بر روی زرد است فدک خون گریه از اندوه یارش جداشد از همه داروندارش فدک افسوس از یاد همه رفت به یک سیلی زدست فاطمه علیها السلام رفت
فدک خون گریه از اندوه یارش جداشد از همه داروندارش فدک افسوس از یاد همه رفت به یک سیلی زدست فاطمه علیها السلام رفت
جداشد از همه داروندارش فدک افسوس از یاد همه رفت به یک سیلی زدست فاطمه علیها السلام رفت
فدک افسوس از یاد همه رفت به یک سیلی زدست فاطمه علیها السلام رفت
به یک سیلی زدست فاطمه علیها السلام رفت
اما حقانیت من در مالکیت فدک ، هماناخداوند بزرگ آیه وآت ذاالقربی حقه را وقتی در قرآن کریم بررسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نازل فرمود ،من وفرزندم نزدیکترین مردم به پیامبر صلی الله علیه واله وسلم بودیم ،پس رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فدک را به من و فرزندانم هدیه فرمودند. مسترک الوسائل،ج7،ص291
هماناخداوند بزرگ آیه وآت ذاالقربی حقه را وقتی در قرآن کریم بررسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نازل فرمود ،من وفرزندم نزدیکترین مردم به پیامبر صلی الله علیه واله وسلم بودیم ،پس رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فدک را به من و فرزندانم هدیه فرمودند. مسترک الوسائل،ج7،ص291
مسترک الوسائل،ج7،ص291
ماه جمادی الأوّل
ماه ربیع الثّانی
ماه ربیع الاول
ماه صفر
ماه محرم
ماه ذی الحجّة
ماه شوّال
ماه رمضان
ماه شعبان