حضرت علـــی عليه السلام در دوران پـيامبـر

حضرت علـــی عليه السلام در دوران پـيامبـر

هجــرت

پس از آنکه عهدنامه ی ملعون از میان رفت و در بازوی قدرتمند دعوت اسلامی هیچ خللی پدید نیامد، قریش مجبور شد به بنی هاشم اجازه دهد تا در مکه رفت و آمد کنند و با مردم در آمیزند. عموی بزرگوار و پشتیبان آن حضرت، حضرت ابوطالب علیه السلام و نیز همسر وفادارش حضرت خدیجه علیه السلام به خاطر سختیهایی که در شعب متحمل شده بودند، در گذشتند و این سال به عام الحزن (سال اندوه) معروف شد. در این سال پیامبر در واقع بزرگترین یاور و استوارترین تکیه گاه خود را در سختیها از دست داد.

با این پیش آمد پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم تصمیم گرفت به سوی مدینه ی منوره هجرت کند و در مقابل، کفار مصمم شدند پیامبر را پیش از هجرت به مدینه ی منوره ترور کنند. آنان بدین منظور سی تن از مردان جنگی و ماجراجویان خود را برگزیدند تا شبانه بر خانه پیامبر هجوم برند و آن حضرت را بکشند. هر یک از این جنگجویان به قبیله ای از قریش منتسب بود. هدف کفار از این طرح آن بود که خون پیامبر را به گردن تمام قبایل قریش اندازند و بدین وسیله خون آن حضرت ضایع گردد. خبر تصمیم قریش به گوش پیامبر صلی الله علیه و اله رسید و آن حضرت نقشه ی حرکت خود به سوی مدینه را ترسیم کرد. طرح پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این بود که با استفاده از تاریکی شب، به غار ثور برود و سپس از طریق بیراهه به سوی مدینه حرکت کند. اما اجرای این نقشه از یک جهت دشوار بود. زیرا اگر جنگجویان از فرار پیامبر در آغاز شب آگاهی می یافتند، فوراً در صدد جستجوی آن حضرت در اطراف شهر مکه، برمی آمدند و بی تردید می توانستند وی را دستگیر کنند و چنانچه بر وی دست می یافتند او را می کشتند. از این رو پیامبر تصمیم گرفت با خواباندن شخصی به جای خود در بسترش، کار را بر قریش مشتبه سازد. بدین گونه آنان نمی توانستند به زودی به حقیقت ماجرا پی برند و هنگامی حقیقت بر آنان کشف می شد که پیامبر از مکه دور و یا در غار ثور مستقر شده بود.

اما چه کسی خود را داوطلب کشته شدن در بستر می کرد؟ مرگ در بستر همچون مرگ در میدان نبرد نبود. میدان نبرد، جای ستیز و جنگاوری است، جایی است که فرد می کشد و کشته می شود. اما آن که قرار است در بستر کشته شود، هرگز از خودش نباید دفاع کند و یا اعصابش تحریک شود و دست به حرکت بزند!

تنها یک مرد، آماده ی اجرای چنین وظیفه ی دشواری است و او حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام فرزند حضرت ابوطالب علیه السلام است که هرگز از اینکه مرگ به استقبالش آید یا خود به استقبال مرگ رود، بیمناک نیست.

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نزد او رفت و نقشه ی هجرت خویش را با او در میان گذاشت و او را به اجرای مأموریت خطیرش فرمان داد. حضرت علی علیه السلام، پس از آن که از سلامت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و نجات جان او از دست توطئه گران اطمینان حاصل کرد، گویی مژده ی سلطنت بر دنیا را شنیده باشد از اجرای این مأموریت استقبال کرد و بسیار از آن خشنود شد.

حضرت علی علیه السلام بر بستر پیامبر از این پهلو به آن پهلو می شد و شمشیرهای برّان گرد خانه می درخشیدند و در انتظار سر زدن سپیده بودند تا بر کسی که در بستر آرمیده بود، حمله برند و او را تکه تکه کنند. چون صبح نزدیک شد، سنگی به طرف بستر انداختند. اما کسی که در بستر خفته بود از جای خود تکان نخورد، دیگر بار سنگی انداختند و چون برای سومین بار سنگی به سوی بستر انداختند، حضرت علی علیه السلام از جای خود برخاست. یکی از جنگجویان پرسید: این دیگر کیست؟ او فرزند ابوطالب است. آنگاه پرسیدند: علی، محمد کجاست؟ حضرت علی علیه السلام به آنان نگریست و فرمود: مگر محمد را به من سپرده بودید؟ یکی از مهاجمان خواست به حضرت علی علیه السلام حمله برد اما دیگران او را مانع شدند و بدین طریق خداوند حضرت علی علیه السلام را از شرّ آنان آسوده ساخت.

حضرت علی علیه السلام مأموریت بزرگ دیگری نیز به عهده داشت و آن بردن خانواده ی پیغمبر و مسلمانان ضعیف و باقی مانده در مکه به مدینه بود. این مأموریت، بسیار سنگین و دشوار بود زیرا مکیان هنگامی که از غیاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آگاه شدند بر سختگیری و دشمنی خود افزودند. زیرا دریافته بودند که رهایی پیامبر از چنگ آنان دشواریهای بسیاری برای آنان به وجود خواهد آورد. بنابراین می کوشیدند با هر وسیله ی ممکن بقیه ی یاران آن حضرت در مکه را از پیوستن به او باز دارند. آنان به دقت، اصحاب و در رأس آنان خانواده ی پیامبر را تحت نظر داشتند تا مبادا از چنگشان بگریزند.

پس از مدتی حضرت علی علیه السلام کار خود را سامان داد و پنهانی با فواطم (فاطمه دختر پیامبر سلام الله علیها و فاطمه مادر خود سلام الله علیها و فاطمه دختر زبیر عمه ی خود) و نیز برخی از ضعفای مسلمانان به قصد مدینه حرکت کرد. آنان مقداری از مکه فاصله گرفته بودند که مکیان از خروج ایشان آگاه شدند و فوراً عده ای سوار را بسیج کرده در پی آن حضرت روانه نمودند تا ایشان را به اجبار به مکه بازگردانند. فرماندهی این عده را جناح غلام حارث بن امیه برعهده داشت.

این عده به تعقیب حضرت علی علیه السلام و همراهان وی پرداختند و همین که به آنان نزدیک شدند، حضرت علی علیه السلام متوجه آنان شد. جناح با شمشیر به آن حضرت حمله کرد اما امیرالمومنین علیه السلام شتاب کرد و شمشیر را از دست او گرفت و با ضربه ای او را به جهنم واصل کرد. همراهان جناح با دیدن شجاعت و نیرومندی حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام تسلیم شدند و آن حضرت آنان را رها کرد و با همراهان خویش به سوی مدینه در حرکت شد

تقویم شیعه

ااَشهَدُ انَّ فاطِمَةَ الزَّهراء حُجَّةُ الله عَلی حُجَّجِ الله اَشهَدُ انَّ فاطِمَةَ سَیِّدَةٌ، حُجَّةُ الله عَلی حُجَّجِ الله اَشهَدُ انَّ فاطِمَةَ سَیِّدَةٌ اِنسِیَةُ، حُجَّةُ الله عَلی حُجَّجِ الله اَشهَدُ انَّ فاطِمَةَ سَیِّدَةٌ حَوراء، حُجَّةُ الله عَلی حُجَّجِ الله
اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً ولی الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً حجة الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً صفی الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً وجه الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً ید الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً اُذن الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً عین الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً سیف الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً خلیفة الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً صراط الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً قلب الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً نفس الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً عین الیقین اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً رایة الهدی اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً ولایت الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً سید العرب اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً سید المرسلین اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً امام المتقین اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً سید الوصیین اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً امام البررة اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً فاروق اعظم اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً الصدیق الاکبر اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً حیدر کرار اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً سرّ الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً حبیب الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً رحمة الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً نور الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً کلمة الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً حجاب الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً آیت الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً یختار الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً سرّ الاوصیاء اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً سرّ المصنون اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً سرّ الممکنات اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً قطب الدائرات اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً نقطة الکائنات اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً حبل الله المتین اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً یعسوب الدین اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً نفس رسول الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً وصی رسول الله اشهد ان امیرالمؤمنین علی اخی رسول الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً امینة علی وحیه اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً خلیفة علی عباده اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً قسیم النار والجنة اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً قائد الغر المحجلین اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً ممسوس فی ذات الله